دو راه براي موفق بودن در زندگي وجود دارد. يك دسته مي‌كوشند فقط ديگران را تحت‌تاثير قرار بدهند، دسته ديگر هدفشان تنها خود موفقيت است.


روانشناسي خودنمايي ثروت بي‌هدف، ماشين بي‌سوخت است دسته دوم به دستاوردهاي بيشتري مي‌رسند چون تمركزشان تنها بر اين است كه كار را درست انجام دهند. زياد به ذهن‌شان نمي‌رسد كه درباره نظرات ديگران نگران بشوند. اگر هم به ذهن شان برسد خيلي ساده به خودشان مي‌گويند: «فقط كار را درست انجام بده. بعدا بقيه خودشان راضي خواهند شد.»بعضي‌ها موفقيت را براي اين دوست دارند كه پول زيادي دربياورند. دليل اينكه پول را دوست دارند اين است كه ديگران را تحت‌تاثير قرار بدهند. آنها خودشان را ارزشمند نمي‌بينند مگر اينكه ديگران تاييد و تحسين شان كنند يا اينكه نسبت به ديگران احساس برتري داشته باشند. پول و دارايي تنها راهي است كه مي‌تواند به اينها احساس برتر بودن شان را بدهد. تعريف خودنمايي هم همين است. «من بيشتر از تو دارم، پس من بهترم.» فرض غلط اين رفتار اين است كه شخصيت را امري كمي قلمداد مي‌كند و نه كيفي – يا به تعبيري ديگر امري نسبي است و نه عيني.اين يكي از دلايلي است كه توليدكنندگان و گردآورندگان ثروت بدنام مي‌شوند. بعضي‌ها از آنها درست است كه خودنما هستند. دليل خودنمايي شان هم اين است كه سعي مي‌كنند نسبت به شما احساس برتري داشته باشند و اين را توي صورت‌تان هم فرياد بزنند. اينكه فقط به جايي برسند برايشان كافي نيست، اينكه چيزهايي را براي لذت و خواست خودشان كسب كنند برايشان كافي نيست. آنها احتياج دارند كه برتر از كسي به نظر برسند. «اي واي تو اين مدل ماشين را نداري؟ توي فلان محله زندگي مي‌كني؟ چطور تحمل مي‌كني؟» آنها عاشق شناختن كساني هستند كه بتوانند اين چيزها را به آنها بگويند، براي اينكه جايگاه خودشان را در ذهن شان بالاتر مي‌برند.چنين آدم‌هايي را خودخواه يا متكبر مي‌نامند. نشانه‌اش هم اين نيست كه خودشان را خيلي بالا تصور مي‌كنند، اما از اين عميق‌تر نگاه كنيد. اگر واقعا آنقدر خودشان را بزرگ و ارزشمند مي‌دانستند، اين همه براي اثباتش به ديگران تلاش مي‌كردند. خودشان مي‌دانستند كه كارشان درست است و خيلي ساده براي خودشان لذت مي‌بردند. ديگر وقت شان را براي بودن با كساني كه پايين‌تر از خود هستند هدر نمي‌دادند. كساني كه واقعا براي خود ارزش قائل باشند وقت شان را هدر نمي‌دهند. آنها فقط وقت شان را با كساني مي‌گذرانند كه دوست شان دارند و برايشان احترام و ارزش قائلند. شايد دوستاني داشته باشند كه وضع مالي شان بهتر يا بدتر از آنها باشد، اما هميشه از دوستان شان لذت مي‌برند و براي آنها احترام قائلند. همين در مورد ازدواج هم صادق است.دستاورد داشتن و روياها را محقق كردن معناي زندگي است. پول به خودي خود هدف نيست. نه اينكه پول بي‌اهميت يا نامربوط باشد. كسي نبايد از پول دار بودنش خجالت بكشد، اما كسي نبايد آن را في نفسه هم نشان ارزش و برتري خود تصور كند. به‌علاوه خيلي از كساني كه پول دارند اين پول را از ازدواج يا ارث به دست آورده‌اند يا با تلاش‌هاي خودشان. فضيلت با داشتن پول به دست نمي‌آيد، از طريق كار و توليد و ساختن است كه حاصل مي‌شود. چيزي كه به شما ارزش مي‌دهد اين است كه يك زندگي با ارزش داشته باشيد. زندگي با ارزش يعني آن زندگي‌اي كه در آن براي تحقق روياها تلاش مي‌شود و با شادي شخصي توام است و پول هم تنها ملاك سنجش اينها نيست. اگر زندگي شما هدفدار و مهم باشد، به اين ترتيب طبق تعريفش شما مي‌توانيد از خودتان مراقبت كنيد، زيرا استقلال مالي يكي از پايه‌هاي ضروري داشتن شادماني است.شايد خيلي پولدار باشيد شايد هم خير. اگر هدف يا چيزي كه دنبالش برويد نداريد، پول چيز زيادي برايتان نخواهد داشت. اگر هم هدف را داشته باشيد، هرقدر پول هم كه به دست بياورد تنها شما را قوي‌تر مي‌كند نه اينكه نقشي در تجربه كردن لذت داشته باشد. آدم خوشحال كسي نيست كه فقط پول داشته باشد، آدم شاد كسي است كه مي‌داند از هر قدر پولي هم كه داشته باشد چطور استفاده كند. خيلي‌ها مي‌گويند «فقر افتضاح است.» اين كاملا درست است. زياد داشتن از كم داشتن بهتر است، اما آنچه باز هم درست است اينكه پول شادي نخواهد آورد. آنچه پول برايتان مي‌خرد حق انتخاب است، اما صرف اينكه حق انتخاب داشته باشيد به اين معني نيست كه از آن خوب استفاده خواهيد كرد. پول كمك مي‌كند، اما حتي ثروت كلان هم پاسخ تمام مشكلات نيست. در مورد موضوع پول معمولا دو نوع رفتار وجود دارد. يكي اين است كه پول هيچ ارزشي ندارد يا حتي بد است. ديگري اين است كه هيچ كس يا هيچ چيز را نمي‌شود بي‌پول خريد. حقيقت با هر دوي اينها تفاوت دارد. حقيقت اين است كه داشتن يك زندگي بامعنا و هدفدار كه با رسيدن به اهداف معقول در زندگي شغلي‌تان غني مي‌شود، چيزي است كه شادي خواهد آورد. پول مي‌تواند به شادي يارانه بدهد، اما خودش هيچ وقت شادي نمي‌شود.