پینت بال چیست؟

 پینت بال ورزشی نو وپرهیجان است.ورزشی برپایه دومیدانی،نزدیک به تیراندازی واز آنجا که به تفکر استراتژی نیاز دارد بهش شطرنج زنده هم میگن .

در پینت بال عموماً 2 تیم که تعداد شرکت کنندگان در آن با توجه به زمین بازی قواعد و قرار دادها(سناریو ها) متفاوت است.اصولا از 5 تا 7 نفر به بالا در برابر هم قرار می گیرند.این دو تیم بر اساس سناریوی از قبل توافق شده ماموریتی را بعهده دارند.

اعضاء هرتیم حداقل مجهز به نشانه گذاری های پینت بال،گلوله های رنگی استاندارد،تجهیزات ایمنی و پوشش قابل شناسایی برای دوست و دشمن بوده و بر مبنای قانون حاکم بر زمین سایز ابزار و یا تجهیزات مورد نیاز را همراه خواهند داشت.

این ورزش بر اساس نظریه حفظ بقا و بحث پیرامون غریزی یا اکتسابی بودن آن شکل گرفته است.هرچند امروزه به عنوان یک تفریح بسیار مهیج،بی نهایت کم خطر و راهی برای پالایش روح و روان از زندگی شهری و بسیاری از آلاینده های روحی در آن مورد توجه است.لیکن در کنار آن ابزاری کاملاً جدی و بسیار اقتصادی برای هرچه بیشتر ورزیده نمودن رسته های پیاده نیروهای نظامی و انتظامی کشورها نیز محسوب می شود.

 قبل از هر چیز ابتدا دوست دارم با چند واژه جالب که در پینت بال بکار می روند و بیشتر تجهیزات،قواعد یا مشخصات زمین را بیان می کنند شمارو آشنا کنم :

Wood Ball :پینت بال جنگلی،اولین نوع زمین هایی که درآنها پینت بال آغاز شد و الان بسیارمورد توجه کسانی است که تمایل به استفاده از تجهیزات پینت بال نظامی را دارند.هرچند این اصطلاح تاکید بر نوع زمین را دارد نه نوع تجهیزات سناریو.

MIL-SIM(Military Simulation game) :این واژه را میتوان به معنی شبیه سازی ماموریت های نظامی دانست.بار معنی این واژه بر تجهیزات است و عموماً در زمین های جنگلی و روستایی بازی می شود.

Action Village :این سبک از پینت بال به این نام شناخته می شود ولی بیشتر آنرا با نام Village Paintballو به ندرت Village ballمی شناسند.بار معنایی این واژه بیشتر تاکید بر نوع زمین است.

Air Ball: به آن Soft Ball Air Soft Ballیا هم گفته می شود و اشاره به نوع مارکر دارد.مارکر های پینت بال به دو روش از مخزن گلوله،گلوله گذاری می شوند.حالت اول که در مارکر های ورزشی متداول است.گلوله از مخزنی که در بالای مارکر قرار دارد به واسط نیروی جاذبه به سمت پائین و داخل لوله اصلی حرکت می نماید.

در برخی از مدل ها یک مکانیزم کمکی،جریان ورود گلوله را نظم یا سرعت می بخشد مثل مارکر تیپمن آ5 یا هاپرهای برقی.

ویژگی های پینت بال

زن یا مرد؟ :به جرات می توان ادعا کرد این تنها ورزش شناخته شده درجهان بعد از شطرنج است که فیزیک بدنی،زن یا مرد بودن نقش تعیین کننده ای در آن ندارد و هردو جنس در انجام آن از برابری کامل برخوردارند.در این بازی نوع ابزار،تاکتیک ها و سایر شرایط بازی به گونه ای است که تنها روحیه،سرعت تصمیم گیری یا سایر شناخت های انسانی نقش ایفا می کند وشرایط فیزیکی نقش چندانی در نتیجه رقابت ندارد.بدین صورت مرد و زن هردو می توانند به رقابت بپردازند.

رقابت در کوتاههترین زمان :در مقایسه با بسیاری از ورزشهای تیمی یا انفرادی و بر اساس زمان یک راند بازی،ورزش پینت بال(از نوع اسپید بال،ایکس بال وماشبه اینها) ورزشی بسیار سریع است.هرچند رقابت ها بصورت استاندارد زمان 7 دقیقه برای هر راند درنظر گرفته می شود. به ندرت تا پایان یک دور به 7 دقیقه می انجامد. معمولاً زیر 3-4 دقیقه بازی به پایان می رسد.از این رو پینت بال جزء سریع ترین بازی های تیمی جهان است.

 سرعت در تصمیم گیری :در پینت بال گاهی تغییر تاکتیک و حتی استراتژی اولیه باید به سرعت اتفاق افتد وگرنه ممکنه شکست بخورید.حذف 1 یا 2 بازیکن می تواند آرایش میدان را بکلی بریزه به هم.از این رو در مقایسه با فوتبال یا بسکتبال که تاکتیک ها بر اساس زمان بندی،بازیکنان،موقعیت و توانایی های تیم ها درطی یک فرایند حداقل چندین دقیقه ای شکل می گیرد،سرعت تغییرات بسیار زیاد است.

 دموکراتیک ترین بازی تیمی :شاید هیچ بازی تیمی در جهان رو نشه پیدا کرد که به اندازه پینت بال در گیر تبادل سریع اطلاعات و تحت تاثیر تصمیم گیری جمعی باشد.هرچند که وجود 1بازی کن میداندار(فرمانده هم میشه بهش گفت) در هر راند الزامی است.اما به این دلیل که 1 بازیکن به واسطه وجود موانع متعدد توان دیدن کل زمین را ندارد و از دیگر سو تمام بازیکنان به 1 اندازه در خطر حذف شدن می باشند،ایجاد تفکر گروهی و در خدمت تیم بودن از آموزش های غیر مستقیم و بسیار جالب این ورزش می باشد.

 تمرکز،هدف،..... :یکی از مهمترین دلایلی که بعضیا به ورزش تیراندازی(مخصوصاً با کمان) رو میارن،آرامشی است که در نتیجه تمرکز بر هدف وسپس احساس پرواز با تیر وکسب لذتی که از نشاندن تیر بر هدف می آورند باشه.مطمئنا لذت این کار هنگامی که در مقابل شما فردی قرار بگیره که هدف قرار دادن شما نتیجش باشه،شما تلخ ترین لحظات حضور در برزخ جنگ را تجربه می کنید!اما اگر بدانید از اصابت این تیرها آسیب به کسی نمی رسد،خاطرات شیرین آب بازی دوران بچگی در کنار لذت از ورزش تیراندازی،1 روش توپه واسه رفع کسالت حاصل از روزمره گی های ملال آور برای شما به همراه خواهد آورد.

3 ویژگی پینت بال را کاملا هیجان انگیز تر می کند :

1-شما در نهایتاً 7 دقیقه باید با آنچنان سرعتی تصیم بگیرید،عواقب تصمیمات خود را درنظر بیاورید و بعد در تصمیمات خود اصلاحات یا تغییرات کلی و جزیی بدید و بازم این کارو تکرار کنید.که میدان هیچ شطرنجی به پای میدان بازی شما نمی رسد.

2-شما با هم تیمی های خود به صورت اشتراکی بازی می کنید و بازی آنها بر بازی شما اثر داره و بالعکس.انگار 10 تا14 نفر بر یک صفحه ده یا چهارده وجهی با 10 یا 14 گروه مهره همزمان بازی می کنند.

3-مهره های این بازی همه زنده هستند و جالبتر اینکه شما هم یکی از آنها هستید

به خاطر همین به پینت بال،شطرنج زنده می گویند.

اگه اهل فوتبال هستید

نتایج بازیها را از این سایت ببینید  Livescore.com

اینم سایت کلوب هواداران تیم تراکتورسازی تبریز tractorfc.com

جزیره مرجان تایلند

این جزیره که با شهر ساحلی پاتایا حدود ۷ کیلومتر فاصله دارد، دارای سواحل شنی سفید است و هرروز صبح لنج هایی به طرف آن حرکت کرده و بعداز ظهر بازمی گردند. طی این مسیر با لنج، ۴۵ دقیقه و با قایق موتوری، ۱۵ دقیقه است. محیط این جزیره بسیار آرام، سواحل آن بسیار زیبا و آب های آن دارای مرجان های بی نظیری است. گردشگران در این جزیره می توانند با قایق های کف شیشه ای، به تماشای این مرجان ها بروند. در اینجا امکان شنا، غواصی، حمام آفتاب، ورزش های آبی مثل اسکی روی آب و موج سواری برای همه وجود دارد و رستوران آن نیز با غذاهای لذیذ دریایی از گردشگران پذیرایی می کند.

روغن نخل

 نوعی روغن گیاهی است که از مغز میوه نخل روغنی استخراج می‌شود. به‌کارگیری روغن نخل به‌عنوان سوخت گیاهی از چند سال اخیر، موجب افزایش تقاضای جهانی و در نتیجه افزایش قیمت آن شده‌است. کشور مالزی بزرگ‌ترین تولیدکننده روغن نخل در دنیا است.

 

کاستاریکا حامی محیط زیست

جمهوری کاستاریکا کشوری در آمریکای مرکزی است که از استانداردهای زندگی بالا و صلح طولانی مدت برخوردار است و در حال حاضر ارتش ثابت ندارد. این کشور از شمال با نیکاراگوئه و از جنوب غربی با پاناما همسایه است. در شرق این کشور دریای کارائیب و در غرب آن اقیانوس آرام قرار دارد. نام کاستاریکا اسپانیایی و به معنی ساحل غنی است. قبل از ورود اروپائی‌ها به قاره آمریکا مردمان مایان و آزتک در آمریکای مرکزی می‌زیستند.

یکی از مهمترین سیاست ها و یا میتوان گفت دستاورهای کاستاریکا سیاستی که بر مبنا آن این کشور هزینه ای را که جهت امور نظامی نیاز داشت، صرف حفظ منابع طبیعی کرده و هم اکنون این کشور فاقد ارتش میباشد.

درباره گرگ ها

زندگی گرگ‌ها بسیار جالب و تماشایی است. آنها به تمام معنا گروهی زندگی می‌کنند. قبیله‌های 2 تا 25 قلاده‌ای در میان گرگ‌ها دیده می‌شود هر چند به‌طور معمول گروه‌های بیش از 7 گرگ کمتر دیده می‌شود، در این گروه‌ها ریاست قبیله با گرگ با تجربه‌تر است و اوست که از مزایای زندگی بیشتر بهره می‌برد، مثلا پس از شکار بهترین بخش شکار متعلق به رئیس گروه است. حتی در فصل زاد و ولد فقط گرگ‌های نر و ماده رئیس هستند که توله به دنیا می‌آورند و بقیه اعضای گروه از این توله‌ها مراقبت می‌کنند.

گرگ‌ها شکارچیانی ماهر و خستگی‌ناپذیرند. آنها با دقت و طاقتی باور نکردنی می‌توانند شکار خود را دنبال کنند حتی گزارش شده است که بیش از 5 کیلومتر یک شکار را دنبال کرده‌اند و برای یافتن غذا حتی می‌توانند روزانه بیش از 100 کیلومتر طی کنند.

صدای زوزه این موجود زیبا و باشکوه موی تن هر آدمی را راست می‌کند. گرگ‌ها از طریق این زوزه با دیگر خویشاوندان خود رابطه برقرار می‌کنند. گرگ‌ها از طریق گوش خود می‌توانند زوزه‌های مختلف را از فاصله چند کیلومتری تشخیص دهند و همچون دیگر سگ‌سانان از قابلیت شنوایی خوبی هم برخوردار هستند.
ترس آدمیان از گرگ‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش جمعیت گرگ‌هاست. انسان‌ها به‌خاطر در امان بودن گله‌های اهلی خود و نیز افسانه‌هایی که از حمله گرگ به جوامع محلی شنیده‌اند با طعمه‌گذاری، تله‌گذاری، دنبال کردن گرگ‌ها تلاش می‌کنند تا از شر آنها خلاص شوند.

این هم یک وبسایت برای معلم ها و دانش آموزان

میتونید مطالب کلیه کتابهای درسی رو در این سایت پیدا کنید    chap.sch.ir     

طریقت مولانا

پس از در گذشت مولانا پسرش سلطان ولد طریقتی با تکیه بر فلسفه وی پایه گذاری کرد. این طریقت که مکتب مولویه نام گرفت، در محدوده آناتولی دستخوش تحول و پیشرفت گردید و پس از تاسیس و بسط امپراطوری عثمانی، در قلمرو این امپراطوری گسترش یافته و از سوی دولت تحت محافظت قرار گرفت.
دوره ای که مولانا در آن زندگی می کرد یعنی حدود ۷۰۰ سال پیش، برای مردمی که در شرق و جنوب آناتولی می زیستند، دوره ای مملو از حوادث تلخ و ناگوار بود. هراس و تلخیهای فزاینده ناشی از اختلافات حکام آن دوره که در نتیجه قحطی و تخریبات استیلای مغول پدید آمده بود، به قالب درونی انسانها شکل می داد. کلیه حوادث و وضعیت حاکم آن روزگار در اشعار مولانا منعکس شده است. پادشاهان رشوه خوار، انسانهایی که به نشانه بردگی برصورتشان داغ زده شده بود، سربازان، هجوم مغولان، شهرهای تخریب شده، روستاهای به آتش کشیده شده، سرهای بریده ای که بر دیوار قلعه ها آویخته می شد، ممنوعیت رفت و آمد در شب، کوچه های تنگ و تاریک، بازارهای شهری، ترازوهای میزان و نامیزان، دزدان، جیب برها، روستاهایی که مجبور به پرداخت خراج بودند، روستاهایی که در نتیجه شجاعت جوانمردی از اجبار پرداخت باج رهایی می یافتند، دوایر حکومتی، ماموران دولتی چون کاتبان و قضات، زنان اسیر قفس، کودکانی که به دیوانگان سنگ پرتاب می کردند، عمارات، تکیه ها، عالمان دینی جزم گرا که اسیر پنجه قوانین غیر قابل تغییر بودند، شیوخ دروغپرداز، میخانه ها، سرمستان، علاقمندان به بازی نرد و شطرنج، زندانیان، شکارچیان، کبوتران نامه بر و مردمی که با قحطی، گرسنگی و یغما و چپاول دست به گریبان بودند همه و همه در آثار مولانا جای گرفته اند. بدین ترتیب مولانا سعی داشت تا به زخمهای جامعه ای که بدین شکل در اشعار ش جای گرفته بودند مرهمی بگذارد و چراغی بر تاریکی راهشان بیفروزد. مولانا نه بخاطر اینکه صرفا شاعری کرده باشد بلکه برای آنکه چیزهایی را به گوش مردم رسانده و تشریح نماید به شعر سرایی پرداخت. همچنانکه در فیه ما فیه می نویسد: بخاطر شعر دوستی مردم آناتولی شعر سروده است و می گوید: اگر در خراسان می ماندم بخاطر تلعین شعرا در آنجا ، معلوماتی که بسختی بسیار کسب کرده بودم را بوسیله درس دادن و نوشتن کتاب به مردم منتقل می کردم. اینکه مولانا که شعر سرایی را بعنوان راه انتقال معلوماتش به مردم انتخاب کرده بود، در اصل شاعری مادرزاد بوده و در حالات شور، اشعار خودبخود بر زبانش جاری می شد نیز حقیقتی دیگر است. مولانا بغیر از ۱۸ بیت اول مثنوی، قلم بدست گرفته وپس از تفکر شعر ننوشته است. در مقابل هر حادثه ای که نیاز شعر سرایی را در وی پدید می آورد در حالت وجد وشور و گاه در حال سماء شعر می سروده است و کسی که مامور ثبت اشعار بود نیز بلافاصله قلم و کاغذ را در آورده و به نوشتن این اشعار می پرداخت. دوستداران مولانا سخنان مولانا را بعنوان سخنان یک هستی مطلق می شمردند و کاتبان اشعار نازل شده بر روح مولانا را کاتبان وحی می نامیدند. حضرت مولانا در پاسخ به شخصی که از مثنوی که شامل اشعار نصیحت آمیز بود، بعنوان نوعی اثر قران گونه انتقاد می کرد، گفته بود: "چرا که نه! مگر الهام، معنویات نازل شده بر قلب و روح پیامبران و اولیا نیست و بشکل سخن بر زبان آنان جاری نمی شود." چنانکه مولانا، در مقدمه مثنوی از این اثر بعنوان فرموده خداوند یاد می کند.
همانطور که گفته شد برای نشر و گسترش فلسفه و نصایح نهفته در آثار مولانا در بین مردم، " پسرش "سلطان ولد" به همراهی جمعی از نزدیکان مولوی، " طریقت مولانا یا مولوی گری" را بوجود آوردند. " مولوی گری" بر سه پایه استوار است : اول: نزاکت، دوم: ظرافت و سوم موسیقی... در مولوی گری، عشق و احترام نتیجه ای از اعتقاد به وحدت وجود است. مولوی با این فرض که تمامی موجودات "جانی" دارند، از رساندن هرگونه آزاری به این موجودات نگران بوده و از همین رو حتی بر سنگفرش زمین نیز با احتیاط و نرمی قدم میگذاشت. مریدان طریقت مولانا که ظرافت و نزاکت، خوش بینی و عشق به انسانها و دوری از تعصب، آنها را حول محور طریقتشان متحد میسازد، به نشان دادن نزاکت و ادب در مقابل خشونت، و رحم و بخشش در مقابل کین و قهر معتقدند.
و اما آنکه طالب پیوستن به طریقت مولوی است نخست به " شیخ ِ مولوی" رجوع میکند. اگر شیخ، طلب او را قبول نماید، شخصِ طالب، در روزی معین با وضو نزد "شیخ" آید. طالبِ طریقت مولانا که در این مرحله " محب" خوانده میشود، کلاه سیلندری شکل مخصوص"مولوی گری" بر سر نهاده به حضور شیخ رسیده و سر بر زانوی او گذاشته و بدینگونه اطاعت و سرسپردگی مطلق خویش از "طریقت" را اعلام مینماید. سپس شیخ تکبیر گفته، شیخ و محب همراه با هم " فاتحه" خوانده و دست یکدیگر را میبوسند. دراین هنگام است که محبِ راه طریقت وارد دوره آموزش آداب آن میگردد: ابتدا محب نزد یک " پیر" یا " دده" آداب طریقت و سماع آموخته و آغاز به شرکت در مجالس سماع میکند.
آنگاه برای تجربه نوعی ریاضت نزد " غازانچی دده" یا " پیر طباخ خانه" رفته و ۱۸ روز نزد وی به انجام کارهای سرپایی پرداخته و سپس نیز تسلیم " آشچی دده" و یا " پیر آشپز" میگردد.
نوآموز طریقت مولانا نزد " آشچی دده" لباس مطبخ بر تن کرده با بستن کمری پشمینه، ۱۰۰۱ روز به انجام کارهای آشپزی و خرید مشغول میگردد.
و در انتها با عزلت گزینی در حجره ای، رنج آزمایشی ۱۸ روزه را تجربه میکند. در این مرحله است که به مرتبه " دده" و یا " پیر" میرسد.
نمایندگان و ادامه دهندگان طریق مولوی گری در " قونیه" خاندان "چلبی" از نسل مولوی، و در دیگر نقاط نیز" شیخ " ها میباشند. سلاطین عثمانی نه تنها توجه زیادی به " مولوی گری" نشان دادند بلکه علاقه و دقت چشمگیری نیز در حفظ و اعتلای آن مبذول داشتند. چنانکه مثنوی مولوی بعنوان یکی از دروس اجباری در مدارس تدریس شد. علاوه بر این چنانچه معلوم است پادشاهانی چون سلطان سلیم سوم و و سلطان رشاد، از محبان مولوی بوده و همچنین برخی از مسیحیانی که بعدها تابعیت امپراطوری عثمانی را قبول کرده و به مقاماتی در دولت رسیدند، نیز از مریدان مولوی بوده اند. بعنوان مثال میتوان به " Kont dö Boneval" فرانسوی الاصل معروف به " احمد پاشای خمپاره چی" و " İbrahim Müteferrika" ی مجارستانی الاصل و موسس اولین چاپخانه مسلمانان در کشور اشاره کرد. مزار این دو دولتمرد مشهور عثمانی در گورستان کوچک مولوی خانه " گالاتا"ی استانبول قرار دارد.

آیا خوردن خون برای انسان مضر است؟

خوردن خون در صورتی برای انسان مضر نیست که به مقدار بسیار کم استفاده شود که البته بعضی از فرقه های یهودی این کار را انجام می دهند.

محققان می گویند در صورتی که خون دارای پاتوژنهای بیماری زا نباشد ضرری برای انسان ندارد ولی اگر از این مقدار بیشتر شود برای انسان مثل یک سم است و به راحتی زندگی فرد را در معرض خطر قرار می دهد. حقیقت عجیب این است که هرچند وجود خون برای کار اندامهای بدن حیاتی است ولی خوردن این مایع بسیار سمی است و می تواند حتی باعث تخریب سلولهای داخل بدن شود.

به گزارش لایو ساینس، خونهای خارجی می تواند دارای آهن بیش از حد باشد و بدن نمی تواند این آهن اضافی را هضم کند و حتی حیواناتی که از خون مصرف می کنند با این خونهای خارجی مشکل دارند. کاترین رامسلند، متخصص خون شناسی می گوید خفاش ها در سیستم بدنی خود در طی فرایندهای پیچیده ای آهن اضافی خون حیوانات دیگر را حل می کنند و آن را به مواد قابل استفاده می کنند.

چرا زنبورها پس از نیش زدن می میرند؟

اگر شاید شما هم از آن دسته افرادی هستید که حداقل یک بار توسط زنبور گزیده شدید باید بدانید که تمام زنبورهایی که در یک کندو زندگی میکنند توانایی نیش زدن را ندارند بلکه تنها زنبورهای کارگر هستند که نیش می زنند و پس از این اقدام می میرند.
اگردرد ناشی از گزیدگی حواسی برای شما گذاشته باشد و دقت کرده باشید متوجه شده اید که معمولا بیشتر زنبورها بعد از نیش زدن می میرند.
در یک کندو ملکه، زنبورهای نر و کارگر در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام وظایف متفاوتی را در کندو برعهده دارند.
ملکه که مادر تمام زنبورهای کندو است، مهم ترین وظیفه اش تخم گذاری است. خرطوم ملکه توانایی جمع آوری شهد گلها را ندارد و به طور طبیعی بیش از پنج سال می تواند زندگی کند.
زنبور نر که معمولا وظیفه اش بارور کردن ملکه است، به علت نداشتن نیش، توانایی جمع آوری شهد و گرده را ندارد و تنها ۲۴ روز زنده می ماند.
زنبورهای کارگر که همگی ماده هستند، بیشترین جمعیت کندو را تشکیل میدهند و کار آنها جمع آوری شهد و گرده گلها و در نهایت تولید عسل است.
در این میان باید گفت تمام زنبورهایی که در یک کندو زندگی می کنند توانایی نیش زدن را ندارند و تنها زنبورهای کارگر هستند که نیش می زنند و پس از نیش زدن می میرند.
مرگ این زنبورها بعد از نیش زدن به دلیل نوع نیش آنهاست. نیش زنبورهای کارگر خاردار است، به این معنی که پس از نیش زدن و ورود زهر به بدن موجوداتی که ساختار گوشتی دارند، نیش درمحل گزش گیر می کند و زنبور تمام تلاش خود را برای بیرون آوردن نیش خود می کند که این تلاش با پاره شدن شکم، در نهایت منجر به مرگ زنبور پس از چند دقیقه بعد از گزش می شود.
این درحالی است که ملکه و سایر زنبورهای کندو به علت داشتن نیش بسیار نرم و انعطاف پذیر پس از نیش زدن نمی میرند و این ویژگی، این قابلیت را به این زنبورها می دهد تا بصورت پیاپی از نیش خود استفاده کنند، بدون آنکه نیش آنها در محل مورد گزش گیر کند.
نکته قابل ذکر اینکه علت قرمزی و سوزش در محل گزیدگی مربوط به اسید فرمیک موجود در زهر زنبور است که این اسید در گیاه گزنه نیز وجود دارد.